محمد رضا واليزاده معجزى

620

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

در ميان شهر هم اختلاف شديد بين مشروطه‌خواهان يعنى هواداران انجمن شهر و استبداد در جريان و برقرار بود . فوج سيلاخور به علت‌هايى كه شرح آن مناسب اين مقام نيست ، مخالف اجراى قانون مشروطيت و طرفدار رژيم سلطنت استبدادى بودند براى اين‌كه خاطر خوانندگان محترم از اصل موضوع مستحضر شود ، در موقع بلواى پايتخت و انقلاب آزادىخواهان و نيروى بختيارى و سپهدار تنكابنى و غيره و هجوم آنها از جنوب و شمال به تهران ، يگانه نيرويى كه تا پاى جان در مقام دفاع از حريم سلطنت برآمد ، همين فوج سيلاخور بود كه در تحت تعليمات مرحوم حاج سردار در مركز بودند و پس از اخراج محمد على شاه يكسره به بروجرد آمدند و مخالف سرسخت مشروطه‌خواهان بودند . در سال 28 و 29 قمرى همه روزه صداى زنده‌باد و مرده باد استبداد از طرف انجمن و هواخواهانشان از يك‌سو و مخالفينشان از سوى ديگر بلند مىشد و در اين تظاهرات فوج سيلاخور نقش مهمى داشت و آنها هم با صداى " مرده باد مشروطه " پاسخ آزادى خواهان را مىدادند . يك روز در ضمن همين زنده‌باد و مرده باد ، آشوب بزرگى در خيابان‌ها و كوچه‌هاى بروجرد بلند شد و هجوم به انجمن برده و در و ديوار و حصار انجمن را سنگ باران نمودند . تابلوهاى انجمن كه به اصطلاح آن روز " تخته انجمن " مىناميدند ، در اثر اصابت سنگ شكسته شد . بعد از اين‌كه علماء و اعيان شهر غائله را خوابانيدند و نگذاشتند منجر به نزاع و خون‌ريزى شود ، اعضاى انجمن ادعاى غرامت تخته را مىنمودند و بعضى از آنها مىگفتند كه چون سنگ به تخته انجمن خورده اين كار را نبايد آسان گرفت . صلح‌جويان به آنها پاسخ دادند : " مگر سنگ به محمل زينب خاتون خورده كه خدا و پيغمبر از گناه مردم نگذرند . " به هر ترتيب بود ، سروصدا خوابيد . در سيلاخور مرتبا سواران مهر على خان حسنوند با بيرانوند در زد و خورد بودند . در يكى از جنگها على محمد خان حسنوند كه به شجاعت و شهامت معروف بود ، در موقع حمله به بيرانوندها اسب سوارش را كشته و خودش را هم دستگير مىنمايند و روى اغراض ديرينه‌اى كه با او داشتند ، درصدد كشتن او برمىآيند ولى به واسطه خويشاوندان نزديكى كه داشت ، از كشته شدن نجات يافته ، پس از مدتى او را مرخص مىنمايند ولى منتصر الدوله بالاخره لطيف خان را اعدام نمود . و نيز در همين سال نظر على خان امير اشرف به همراهى رؤساى طوايف سلسله : صيد مهدى خان امير العشاير و صيد ميرزا خان و منصور خان يوسفوند و محمد تقى خان كوليوند و